فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

زیر باران گریه ها گم میشود

حرف هایم بی صدا گم میشود



دردسر شد عشق و درمانش تویی

تو که باشی صد بلا گم میشود



راه را یادم بده تا که دلم

هی نگوید که چرا گم میشود ؟



من غریبم ، در مسیر عشق تو

گفته بودی آشنا گم میشود



دائما تشویش و حول و اضطراب

در حضورت دست و پا گم میشود



من گدایم مبتلایان تو شاه

این میان حتما "گدا" گم میشود

آخرین نظرات

رد دلایل اهل سنت8

ادامه مباحثه مامون با دانشمندان عامه

دیگرى گفت: پیغمبر فرمود که من در یک کفه ترازو قرار گرفتم و تمام امت در کفه

دیگرش من از همه آنها سنگین‏تر بودم سپس ابوبکر به جاى من نشست او نیز مثل 

من از آنها سنگین‏تر بود بعد از او عمر قرار گرفت او نیز به همین افتخار نائل گردید.

مأمون گفت :یا از نظر وزن بدن سنگین‏تر بودند اینکه مسلم دروغ است و به فرض

محال صحیح هم باشد فضیلت نیست و یا از نظر اعمال نیک بر تمام امت برترى

داشته‏اند این هم به شهادت همگان از اولى دروغ‏تر میباشد زیرا میزان برترى 

در اسلام اعمال نیک و صالحه است و به شهادت تمام علماء و مورخین هیچکس 

در زهد و ورع و تقوى و عبادت و اخلاص مانند على علیه السلام نبوده است

 بنابراین افضل امت على علیه السلام خواهد بود نه ابو بکر و عمر.

دانشمندان عامه سر به زیر افکنده و سخنى نگفتند مأمون که آنها را بدین

حالت‏دید،گفت: چرا ساکت شدید؟گفتند: تا آنجا که توانائى داشتیم کوتاهى

 ننمودیم.مأمون اگر چه آنها را ساکت دید ولى مطالبى را که احتمال

 می داد از نظر آنها رفته باشد پیش کشید و با سؤال و جوابهاى کوتاه مقصود

 خود را ثابت نمود.

مأمون پرسید: پس از بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله نیکوترین اعمال چه 

بود؟

گفتند: پیشدستى و سبقت در ایمان مأمون گفت :آیا کسى زودتر از على(ع)

به پیغمبر ایمان آورده است؟

گفتند: ابو بکر زیرا آن روزی که على علیه السلام زودتر از ابو بکر ایمان

آورد هنوزکودک و نا بالغ بود ولى ابو بکر در سن رشد و چهل سالگى 

ایمان آورده است و روى این حساب ابو بکر از نظر ایمان آوردن بر 

على سبقت دارد!

مأمون گفت: على علیه السلام بنا به دعوت پیغمبر ایمان آورده است 

دعوت پیغمبر هم بنا به حکم قرآن ان هو الا وحى یوحى جز وحى

 الهى چیز دیگرى نبوده است و به طور حتم تا خداوند على را در خور

 این تکلیف نمی دید پیغمبر (ص) را بدین کار مأمور نمى‏نمود و اسلام

 على هم در طفولیت یا به الهام خدا بود و یا به دعاى پیغمبر،اگر اسلام

 او به الهام بود پس على علیه السلام افضل از همه است که از همان سن

کودکى شایسته الهام خداوند بوده است و اگر اسلام وى به دعاى پیغمبر

صلى الله علیه و آله بود باز پیغمبر بنا به مضمون آیه فوق هر چه گوید 

از جانب خدا گوید و على علیه السلام برگزیده خدا و پیغمبر بوده است

 و رسول خدا اسلام على را به جهت وثوق و اعتمادى که به او داشت و

 می دانست که او مؤید من عند الله است پذیرفته است.

قال له صاحبه و هو یحاوره اکفرت بالذى خلقک من تراب مصاحب او 

در حالی که با او محاوره و جدال میکرد گفت:آیا کافر شدى به آن 

کسى که تو را از خاک آفرید.

سپس گفت:اما جمله ان الله معنا که براى دلدارى ابوبکر گفته شده است‏

در اثر حزن و اندوه او بوده است اکنون بگو ببینم این حزن و پریشانى

 ابوبکر عمل خوب و طاعت بود یا عمل به دو معصیت؟

اگر طاعت و خوب بود چرا پیغمبر صلى الله علیه و آله از آن ممانعت

 می کرد و اگر معصیت و بد بود پس چه فضیلتى در این مصاحبت براى

ابوبکر میتوان قائل شد؟گذشته از این خداوند در غار آرامش خود را بر

 که فرستاد؟اسحاق گفت بر ابوبکر زیرا پیغمبر (ص) از آن بى نیاز بود.

  • الهام م

پاسخ به شبهات

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی