فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

زیر باران گریه ها گم میشود

حرف هایم بی صدا گم میشود



دردسر شد عشق و درمانش تویی

تو که باشی صد بلا گم میشود



راه را یادم بده تا که دلم

هی نگوید که چرا گم میشود ؟



من غریبم ، در مسیر عشق تو

گفته بودی آشنا گم میشود



دائما تشویش و حول و اضطراب

در حضورت دست و پا گم میشود



من گدایم مبتلایان تو شاه

این میان حتما "گدا" گم میشود

آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «برخی تفاوت ها :: پاسخ به شبهات» ثبت شده است

رد دلایل اهل سنت 9

آن گاه با دانشمندان کلام وارد گفتگو شد و در اینجا نیز اختیار پرسش را به دست

آنها داد یکى از آنها پرسید:آیا امامت على علیه السلام مانند سایر واجبات به ما 

نرسیده است؟

مأمون گفت :چرا آن شخص پرسید پس چرا اختلاف فقط در امامت على است و

 در سایر واجبات اختلافى مشاهده نمی شود؟

رد دلایل اهل سنت8

ادامه مباحثه مامون با دانشمندان عامه

دیگرى گفت: پیغمبر فرمود که من در یک کفه ترازو قرار گرفتم و تمام امت در کفه

دیگرش من از همه آنها سنگین‏تر بودم سپس ابوبکر به جاى من نشست او نیز مثل 

من از آنها سنگین‏تر بود بعد از او عمر قرار گرفت او نیز به همین افتخار نائل گردید.

رد دلایل اهل سنت 7

ادامه مباحثه مامون با دانشمندان عامه

دیگرى گفت: پیغمبر فرمود که من در یک کفه ترازو قرار گرفتم و تمام امت در کفه 

دیگرش من از همه آنها سنگین‏تر بودم سپس ابوبکر به جاى من نشست او نیز مثل 

من ازآنها سنگین‏تر بود بعد از او عمر قرار گرفت او نیز به همین افتخار نائل گردید.

رد دلایل اهل سنت 6

ادامه مباحثه مامون با دانشمندان عامه:

دیگرى گفت پیغمبر فرموده است:اگر من مبعوث نمی شدم عمر به پیغمبرى مبعوث 

می شد!!

رد دلایل اهل سنت 5

ادامه مباحثه مأمون با دانشمندان عامه

دیگرى گفت :از رسول خدا روایت شده است که فرمودند:لو کنت متخذا

خلیلا لاتخذت ابابکر خلیلا. (اگر براى خود دوستى اختیار میکردم یقینا

 ابوبکر را دوست خود قرار می دادم) .

رد دلایل اهل سنت 4

مباحثه مأمون با دانشمندان عامه:

این مباحثه را شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا و احمد بن عبد ربه که از علماى 

اهل سنت است در کتاب عقد الفرید حکایت کرده است که اسحاق بن حماد 

گفت :یحیى بن اکثم ما را جمع نمود و گفت:مأمون دستور داده است که جمعى

از اهل کلام و حدیث را نزد او ببرم و من در حدود چهل نفر از علماى هر دو صنف

 را جمع کردم و مأمون را نیز خبر دادم مأمون بر آنها وارد شد و گفت:اى جماعت

 علماء من معتقدم که على علیه السلام پس از رحلت پیغمبر (ص)جانشین وى بوده 

است اگر سخن و عقیده مرا قبول دارید و آن را صحیح می دانید شما نیز اعتراف

کنید و اگر بنظر شما این سخن من اشکال و ایرادى دارد با دلیل و برهان آن را

 رد کنید ضمنا حشمت و مقام من به هیچ وجه مانع حق گوئى شما نشود فقط تقوى

 را پیشه کنید و از عذاب خدا بترسید و سخن بحق گوئید.

رد دلایل اهل سنت3

دلیل سوم:

می گویند رسول خدا (ص) فرموده است:

«اقتدوا باللذین من بعدى ابى بکر و عمر». 

ترجمه : "پس از من باین دو نفر (ابو بکر و عمر) اقتداء کنید!"

رد دلایل اهل سنت 2

دلیل دوم:

می گویند چون پیغمبر در روزهاى آخر زندگانى خود که به حالت بیمارى

 در منزل عایشه بسترى بود ابوبکر را براى نماز خواندن با مسلمین به مسجد

 فرستاد بنابراین در واقع با همین مأموریت پیشوائى او را بر مسلمین محرز

 و مسلم نمود!

رد دلایل اهل سنت 1

دلیل اول:

چون ابو بکر نسبت به رسول خدا فداکارى کرده و هنگام هجرت با او سفر کرده و مصاحب او و رفیق غار بود لذا از وى در قرآن نام برده شده و این فضیلت دلیل شایستگى او بر خلافت میباشد.

مکالمه شیعه و سنی...جالبه!

روزی دو نفر،یکی شیعه و یکی سنی ، در خانه ای با هم زندگی می کردند.

یک روز برادر سنی به سفر رفت و در راه بود که برادر شیعه به او زنگ زد.

و گفت:"سریع برگرد خونه که کار بسیار بسیار واجبی دارم."

سنی گفت: "الان تو راهم نمیشه."

شیعه اصرار کرد و سنی باز هم قبول نمی کرد.

آخر انقدر اصرار کرد که سنی قبول کرد که برگردد.

وقتی برگشت گفت : کار مهمت چی بود؟

 

شیعه گفت:هیچی ؛ فقط خواستم بگم دوستت دارم و تو دوست منی ، همین!

سنی عصبانی شد و گفت: مگه مرض داری این همه راهو کشوندی که همینو بگی؟

مگه آزارداری؟

شیعه گفت: این همون حرفیست که شما در مورد پیغمبر می زنید.

می گویید پیامبر(ص) این همه مردمو معطل کردند ، وقتی به غدیر خم

میرسن دستور توقف میدن ، می فرمایند اونایی که جلو افتادن برگردند

 و صبر می کنیم اونایی که نرسیدن برسن.

میگن انقدر هوا گرم بود که مردم زیر شکم شتر پناه می بردند

 و عبا روی سرشون می انداختند.

تعدادشون 120  هزارنفر بوده...

در چنین شرایطی آیا پیامبر (ص) این همه آدم رو معطل کردند که اعلام کنند

 

حضرت علی (ع) فقط دوست ایشان هستند؟؟