فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

زیر باران گریه ها گم میشود

حرف هایم بی صدا گم میشود



دردسر شد عشق و درمانش تویی

تو که باشی صد بلا گم میشود



راه را یادم بده تا که دلم

هی نگوید که چرا گم میشود ؟



من غریبم ، در مسیر عشق تو

گفته بودی آشنا گم میشود



دائما تشویش و حول و اضطراب

در حضورت دست و پا گم میشود



من گدایم مبتلایان تو شاه

این میان حتما "گدا" گم میشود

آخرین نظرات

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

می سوزم.....

اربعین ، کرب و بلایی نشدم میسوزم

لایقِ جود و عطایی نشدم میسوزم

کربلا پای پیاده چقدر میچسبد

پای پر آبله راهی نشدم میسوزم

همه خوبان به حریم تو دگر جمع شدند

یابَدم یا که خدایی نشدم میسوزم

مادرت دیده که من برتو چقدر میگریم

موجب رحمت ذاتی نشدم میسوزم

چه دهم تا به حریمت ، شبی سینه زنم

راهی کوی منایی نشدم میسوزم

قسمتم کن که بیایم به حریمت آقا

تاکه من کرب و بلایی نشدم میسوزم