فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

باد و طوفان آرام می گیرد اما بیرق مولا آرام نمی گیرد

فقط حیدر امیرالمؤمنین است...

زیر باران گریه ها گم میشود

حرف هایم بی صدا گم میشود



دردسر شد عشق و درمانش تویی

تو که باشی صد بلا گم میشود



راه را یادم بده تا که دلم

هی نگوید که چرا گم میشود ؟



من غریبم ، در مسیر عشق تو

گفته بودی آشنا گم میشود



دائما تشویش و حول و اضطراب

در حضورت دست و پا گم میشود



من گدایم مبتلایان تو شاه

این میان حتما "گدا" گم میشود

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهادت» ثبت شده است

شهادت حضرت علی (ع)

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست


این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست


این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است


به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست


منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او


پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست


آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است


بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست


لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد


که جهان، آینه در آینه حیران علی ست


کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است


تا بدانیم کلید در این خانه علی ست


از دم صبح ازل نام علی را می خواند


دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست


محمد حسین صفاریان